مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
20
خاطرات و خطرات ( فارسى )
داشت معمار از تهران برده بودند من در برلن شروع به خواندن فرانسه كرده بودم ميرزا جواد خان معلمى اجير كرده بود نزد او فرانسهء خودش را تكميل ميكرد من هم چند حكايت نزد او خواندم از تلفظ من راضى بود مردم پاريس تلفظى مخصوص دارند شبيه به لهجهء اهل كاشان و نزد ادبا پسنديده نيست در زبان آلمانى و فرانسه دو صوت هست كه در فارسى نيست ؛ ضمهء چون ضمهء تركى درگر يعنى ببين و واو معروفى چون در گوشت به تلفظ تركها و غالب فرانسهگويان فارسى زبان اين دو صوت را غلط ميگويند . موقع مدرسه رسيد اخوى توقف را جايز ندانست به برلن برگشتيم و خان را براى تابستان به سويس دعوت كرديم مرتضى خان برادرزادهء سعد الدوله پسر ميرزا عباس خان و سليمان خان پسر عبد الحسين خان فخر الملك همراه او براى تحصيل آمدهاند روزهاى يكشنبه غالب در سفارت ايران همديگر را ميبينيم نظر آقا سفير ايران گاهى چلو خورش به ايرانيان ميدهد . منجمله كشك و بادنجان كه در فرنگ نيست طرف توجه است و يادى هم از كشك بادنجان فاطمه خانم جان مىكند كه موضوعش را ندانستم . مردى خوشمحضر است از ارامنهء مهاجر و محترم برادر جهانگير خان وزير صنايع است . از منزل سعد الدوله در آونو ( برا و تركى ) دولاگراند آرمهكه پياده بسفارت ميرفتيم يكى از پسكوچهها در راه اسمش كوچهء تهران بود ، اگرچه صفائى نداشت خوشم ميآمد از آن راه بروم . منزل ما در هتلى است نزديك منزل سعد الدوله در آونودولاگراند آرمه ، شام و نهار را باهم ميخورديم ، اخطار خدمتكار به ناهار حاضر است براى من تفريحى بود . اكسيوزيسيون در ميدان مارس به آنجا نزديك است ، تروكادرو « 1 » عمارت مخصوص نمايشگاه هم داير است و محل پذيرائى مهمانان محترم خواهد بود . تحقيقات جغرافيايى و تاريخى را من در تحفة الافاق نوشتهام و چاپ شده است . عمارت توئى لرى « 2 » را كنار خيابان ويولى كه در بلوا خراب كرده بودند تعمير ميكنند . صاحب غبا را بايد كشت و عبايش را برد ، بسيار خوب برادرى است ، معلوم نيست عمارت را چرا بايد خراب كرد هيچ منطق ندارد . مكتوب پدرم به اخوى مراسلات شما رسيد ؛ يكى از سويس يكى از برلن ؛ در باب راهآهنها . اما نمىنويسيد كه چه ميخوانيد و در چه كاريد بعد از مراجعت علوم تحصيليهء شما چه خواهد بود و همينطور نور چشمان ديگر خان خانان و غلامحسين خان ، ميل خاطرشان بكدام علم و كار است . از اين فقرات البته به من اطلاع بدهيد . در زبان انگليسى و فرانسه كار ميكنيد يا نه ، سفرنامه را كه ترجمه كردهايد چاپ ميكنيد يا نه ، مبادا فارسى آن بد عبارت و غير مأنوس باشد ، كلمات خوب از روى لغت يا كتاب فارسى انتخاب كنيد . سالى هزار تومان براى شما زياد است ، قدرى از آنرا براى خود ذخيره كنيد ، خرج ول بيخودى نشود . خان خانان را از طرف من ببوسيد . سلام مرا به معلم برسانيد . در باب راهآهن همانطورها كه نوشتهايد بعرض ميرسانم تا چه شود . پول در ايران خيلى كم شده است ، چند چيز كه حالا مينويسم امكان خريدن دارد ؛ يكى شمعسازى ، يكى كاغذسازى اما نه خيلى بزرگ كه از عهدهء قيمت و مخارج حمل آن نتوان برآمد . اين دو دستگاه را به قيمت برسانيد ، به من اطلاع بدهيد . قدرى از اخبار اروپا نوشته بوديد كم بود ، در روزنامهها هست . مكتوب ديگر ، امروز 17 صفر است اين كاغذ را بتوسط مسيو شيندلر بشما ميفرستم . مطلب همهء اوقات دو فقره است اولا من و رئيس ( عمو ) و مادر و خواهر و برادر شما و همهء بستگان از كوچك و بزرگ سلامت هستند خانم جان در اين اوقات گلودرد داشت خوب شد . امسال در ايران گلودرد
--> ( 1 ) - ( trocadero ) ( 2 ) - صوت « خ » « غ » و « ق » در آلمانى و فرانسه نيست . « ر » را گاهى چون غين تلفظ ميكنند و فصيح نيست غريب اينست آلمانها « خ » در آخر كلمه بسيار دارند و در اول كلمه نميتوانند بتلفظ بياورند چنان كه ما لوء حرف تعريف را ( ) لو مىگوئيم و لو ( leau ) بفرانسه آب است